تبليغاتX
نون اوّل نامه..

 

نامه شماره بیست و یک

برسد به دست: دوست و همسایه گرامی که برو سفر سلامت!

 

دوست و همسایه گرامی سلام! گفتید که خانوادگی می خواهید اسباب کشی کنید. چه کارا! گفتید که در پوست خود نمی گنجید. چه حرفا! خب عزیزم چون هنوز درست متوجه اصل قضیه نشده اید.. آیا می دانید اسباب کشی در لغت یعنی دقیقاً اسباب و اثاثیه را بکشید، ببرید بار کامیون بفرمایید؟ دل خوش کرده اید که کارگران و باربران مربوطه این زحمت را تقبل می کنند؟ اگر گرفتار نوع خاصی از باربران گرامی که مد نظر ما می باشد شده باشید که احتمالاً کارگران گرامی خیلی لطف کنند ساعت آخر فیش دستمزدشان را حمل می کنند می آورند خدمت شما یا والدین تان. پس بخش اعظمی از زحمت کار با خودتان است. حرف ما را باور کنید. ما تجربه داریم، دوست شما هم که هستیم، می توانیم یافته ها و تجربیات خود را در این زمینه به شما منتقل کنیم تا شما هم که مانند ما غنچه های باغ زندگانی هستید، زحمت و سختی کمتری متحمل شوید و نهایتاً بیشترین فایده و کمترین دردسر را ببرید. بقیه را بی خیال، خودتان را دریابید. اینها مراحل کمک آموزشی اسباب کشی در ده دقیقه است:

 

مرحله اوّل؛ در این مرحله افراد پس از بالا و پایین پریدن ناشی از خوشی زیادی، دو دسته می شوند: دسته اوّل خودشان را به آب و آتش می زنند و هر چه جلوی چشمشان می آید جمع می کنند و در جعبه، کارتون، قوطی، پاکت و... جاسازی می نمایند؛ دسته دوم هم دسته اوّل را تشویق می کنند تا ببینند بعداً چه می شود. و تو ای دانا! جزو هیچکدام از این دو دسته نباش. یعنی نه خیلی بی خیال باشید و نه خیلی خودتان را زحمت بدهید. این کار هزار و شونصد تا فایده دارد که ما فقط دو تایش را بلدیم: یکی اینکه انگ بی ذوق و بی مسئولیت بودن بهتان نمی زنند؛ دوم اینکه نیم ساعت بعد از اسباب کشی نمی روید توی کما. بگذارید زمان همه چیز را درست می کند. گاهگداری وسیله، ابزار و آنچه که محرمانه است و کسی نباید دستش به آنها برسد را خودتان جمع کنید و جاسازی کنید. اینطوری انرژی برای باقی عمرتان هم خواهید داشت. همینطوری با خاله بازی روزگار بگذرانید تا روز موعود.  

 

مرحله دوم؛ که روز اسباب کشی است. در چنین روزی باز هم هیچ کاری نکنید. البته چنین چیزی جزو محالات است. به هر حال همه دنیا آن روز شما را می بینند و ازتان انتظار دارند. پس می توانید دست به این اقدامات بزنید:1) اگر هنوز اقوام و بستگان را به کلی از خود نرانده اید، مستقیم یا غیر مستقیم بهشان ندا بدهید که اگر توانستند نیروی کمکی بفرستند. به هر حال هر چه تعداد بیشتر باشد، کار کمتری روی دوش شماست. سعی کنید چند روز قبل از ندا دادنتان، با طرفین صمیمی شوید که نه خودتان شوکه شوید، نه آنها. 2) از آنجا که در کل کشور برای شما که جوان و آینده ساز این مرزو بوم هستید پست های کلیدی بسیار است، اینجا هم یک پست کلیدی به خودتان پیشنهاد بدهید. یعنی مسئولیت مراقبت از وسایل در حال حمل توسط باربران شرکت طرف قرارداد را بعهده بگیرید و قول بدهید مراقبید که باربران با وسایلتان با عطوفت و مهربانی رفتار کنند. سپس پنج، شش متری کامیون مربوطه بایستید، ژست ماموران 007 را به خود بگیرید و مراقبت نمایید(مثلاً).. 3) ماموران 007 عادتی که دارند اینست که گهگاهی حرکت می کنند! نروید تمام مدت یکجا بایستیدها. شما انسانید، درخت نیستید که. هر چند وقت یکبار هم صندلی، تابلویی، وسیله ای را جابجا کنید که دیگران را امیدوار کرده باشید و حس خود بی مصرف بینی تان هم از بین برود.

 

مرحله سوم؛ اگر باربران مربوطه قبل از آمدن تأخیر داشتند، خودتان را کنترل کنید. حتی اگر یک ماه و نیم هم تأخیر داشتند، از کابرد جملاتی مانند «حالشونو می گیرم و من می دونم و اونا»و... خودداری کنید. خیلی مرد عملید، همان 007 باشید. شاید باربران مربوطه خواسته باشند از جاده لیسبون- تهران بیایند. در کار مردم دخالت نکنید.

 

مرحله چهارم؛ در طول راه تا منزل جدید، تحت هیچ شرایطی مسئولیت آدرس دادن را نپذیرید، به خاطر خودتان نمی گوییم، به خاطر بقیه می گوییم. راه را بلد نیستید، اشتباه می کنید، آنوقت مجبور می شوید بدلیل بد آدرس دادن، تا سه هفته هر چند دقیقه یکبار از کلیه حضار عذرخواهی کنید. خلاصه کاری نکنید دیگران حاضر نشوند حتی در تشییع جنازه تان حاضر شوند.

 

مرحله آخر؛ خسته نباشید. شما خیلی زحمت کشیدید، می دانیم. برای اینکه این مرحله که مرحله چیدمان و پخش وسایل در منزل نو می باشد را هم به خوبی و خوشی از سر بگذرانید، وسیله ای را که می دانید هیچ وقت پیدایش نمی کنید را بهانه کنید، بروید بیاوریدش. بقیه خودشان تمام وسایل را می چینند. در آخر هم کمر دردی، پا دردی، سر دردی، یک دردی را بهانه کنید و بروید کمی استراحت کنید تا فردا..

راستی یادتان نرود از همسایه های عزیزتان خداحافظی کنید، آنها خیلی گل می باشند!

 

دوست و همسایه گرامی که برو سفر سلامت! تمام این مراحل امتحان خود را پس داده و کاملاً جواب داده اند. برای شما آرزوی موفقیت می کنیم.. هر جا هستی خوش بگذرد، بدروود..

 

+ نامه شماره..  بیست و پنجم مرداد 1387   فرستنده: نون اوّل نامه  | 

 

 

  

 

مصاحبه اختصاصی با "همشهری جواد"

 

 

 

 

 

+ نامه شماره..  بیست و یکم مرداد 1387   فرستنده: نون اوّل نامه  | 

 

به نام خدا

اکنون در حالی این پست را می نویسیم که مجموعه «مرگ تدریجی یک رویا» شروع شده و ما هم می خواهیم برویم ببینیم در این قسمت دیگه کی توی گوش کی می زند. فعلاً تا اینجا همه یک سهمیه را دریافت یا پرداخت کرده اند.

 

 

عشق از زبان بچه‌ها

 

لوس، بی مزه، فضول! اینها شاید کلماتی باشد که با خواندن جوابهای زیر ممکن است به ذهنتان بیاید. حتی می توانید بگویید «بچه هم بود، بچه های قدیم!»... امّا این جوابها، جوابهای جالبی است. فقط ما نیستیم که بلدیم در مورد همه چیز نظریه صادر کنیم و سخنرانی کنیم.

 

سوال‌هاي زير را از بچه‌هاي 5 تا 10 ساله پرسيده‌اند:

 

 بهترين سن براي ازدواج چند سالگي است؟
« 84سالگي! چون در آن سن مجبور نيستيد کار کنيد و مي‌توانيد هي دراز بکشيد و فقط همديگر را دوست داشته باشيد.» /جودي، 8 ساله


«مهد کودکم که تمام بشود، مي‌روم و براي خودم دنبال زن مي‌گردم»/ تام، 5 ساله

 

 در اولين قرار ملاقات، زن و مردها به هم چه مي‌گويند؟
«در اولين قرار ملاقات فقط به هم دروغ مي‌گويند و اين معمولا باعث مي‌شود که از هم خوش‌شان بيايد و يک قرار دوم بگذارند»./ مايک، 10ساله


مساله حياتي: بهتر است آدم ازدواج کند يا مجرد بماند؟
«دخترها بهتر است مجرد بمانند،اما پسرها بايد ازدواج کنند چون يک نفر را لازم دارند که دنبالشان راه بيفتد و تميز کند!»/ لينت، 9 ساله


«بابا اين چيزها سر درد مي‌آورد.من فقط يک بچه‌ام. من همچنين بدبختي‌هايي نمي‌خواهم»./ کني، 7ساله


چرا دو نفر عاشق هم مي‌شوند؟
«هيچ کس نمي‌داند چه اتفاقي مي‌افتد، ولي من شنيده‌ام که يک ربط‌هايي به بويي که آدم مي‌دهد دارد، براي همين است که مردم اين قدر عطر و ادکلن مي‌خرند»./ جين، 9ساله


«مي‌گويند يکي به قلب آدم تير مي‌زند و اين حرف‌ها، ولي مثل اينکه بقيه‌اش اين قدر درد ندارد.»/ هارلن، 8 ساله


عاشق شدن چطوري است؟
«مثل يک بهمن که براي زنده ماندن بايد زود از زير آن فرار کني..» /راجر، 9 ساله


«اگر عاشق شدن مثل يادگرفتن حروف الفبا سخت است، من يکي که نمي‌خواهم. خيلي طول مي‌کشد»/ لئو، 7 ساله

 

 نقش خوش‌تيپي در عشق
«اگر مي‌خواهيد کسي که در حال حاضر جزئي از خانواده‌تان نيست، دوستتان داشته باشد، خيلي مهم نيست که خوشگل باشيد»./ ژوانه، 8 ساله


«فقط قيافه مهم نيست. من را نگاه کنيد. خيلي خوش‌تيپم. اما هنوز کسي را پيدا نکرده‌ام که با من ازدواج کند»./ گري، 7 ساله


چرا عشاق دست هم را مي‌گيرند؟
«مي‌خواهند مطمئن شوند که حلقه‌هايشان نمي‌افتد، چون خيلي بالايش پول داده‌اند.»/ ديو، 8 ساله


عقايد محرمانه درباره عشق
«من عشق را دوست دارم، فقط به شرطي که وقتي تلويزيون کارتون مي‌دهد، اتفاق نيفتد»./ آنيتا، 6ساله


عشق آدم را پيدا مي‌کند، حتي اگر خودت را از آن پنهان کني. من از 5سالگي تلاش مي‌کنم که خودم را از آن پنهان کنم «ولي دخترها مدام پيدايم مي‌کنند»./ بابي، 8ساله


«خيلي دنبال عشق نيستم. فکر مي‌کنم کلاس چهارم بودن به اندازه کافي سخت هست.»/ رژينا، 10 ساله


ويژگي‌هاي شخصي براي اينکه عاشق خوبي باشيد

«يکي از شما بايد بلد باشد که خوب چک بنويسد، چون حتي اگر صد هزار کيلو هم عشق داشته باشيد، باز هم يک قبض‌هايي هست که بايد پرداخت کنيد»/. آوا، 8 ساله


«راه‌هايي که مي‌شود کسي را عاشق خودتان کنيد به آنها بگوييد که فروشگاه‌هاي زنجيره‌اي شکلات داريد.»/ دل، 6 ساله

 

«يک سري کارها را نکنيد مثلا اينکه کتاني سبز بدبو داشته باشيد... ممکن است با اين کارتان توجه کسي را جلب کنيد اما توجه، عشق نيست»./ آلونزو، 9 ساله


«يکي از راه‌هايش اين است که دختر مورد نظر را براي غذاخوردن بيرون دعوت کنيد. حتما يک چيزي بخريد که دوست دارد؛ مخصوصا سيب‌زميني سرخ کرده.» /بارت، 9ساله


چطوري مي‌شود فهميد دو تا آدمي که توي رستوران غذا مي‌خورند عاشق هم هستند؟
«فقط نگاه کنيد و ببينيد که مرد صورت حساب را برمي‌دارد يا نه. اين راهي است که مي‌شود فهميد عاشق شده يا نه.»/ جان، 9 ساله


«عاشق‌ها فقط به هم خيره مي‌شوندو غذايشان سرد مي‌شود. بقيه بيشتر به غذا توجه مي‌کنند»./ براد، 8 ساله


«اگر يکي از آن دسرهايي سفارش بدهند که با آتش درست مي‌کنند، عاشقند. چون يعني قلب خودشان هم آنجوري است... توي آتش»/ کريستينه، 9 ساله

 

وقتي مردم مي‌گويند: دوستت دارم، به چه فکر مي‌کنند؟
«به خودشان مي‌گويند: بله واقعا دوستش دارم. ولي کاش مي‌شد حداقل  روزي يک بار دوش بگيرد»/ ميشله، 9ساله


چطور مي‌شود عاشق ماند؟
«اسم زنتان را فراموش نکنيد... اينکار کل عشق را نابود مي‌کند»/ راجر، 8 ساله


«همسرتان را زياد ببوسيد. اين کار باعث مي‌شود او يادش برود که شماهيچ وقت آشغال را بيرون نمي‌گذاريد»/. رندي، 8ساله

 

 

با تشکر از ونوس عزیز

 

+ نامه شماره..  پانزدهم مرداد 1387   فرستنده: نون اوّل نامه  | 

 

نامه شماره بیست

برسد به دست: شورای عالی آموزش

 

شورای عالی آموزش، با سلام

 

نظر به اینکه ما خودمان هم باورمان نمی شود در حال حاضر داریم برای چنین نهادی نامه می نویسیم، بدون مقدمه پیشنهاد ایجاد رشته تحصیلی «انسان خوب» با دو گرایش "وجدان برتر" و "زندگی سعادتمند" را مطرح می نماییم. به این امید که موارد ذیل بعنوان واحدهای درسی این رشته در مدارس و دانشگاهها توامان ارائه شوند*:

 

1- دروس عمومی:

- معارف اسلامی1 (خداشناسی، انسان شناسی، مردم شناسی، وجدان شناسی- تئوری)

- معارف اسلامی2 (معاد، روز جزا، پاداش اعمال نیک و بد، وجدان شناسی- عملی)

- تاریخ (سیر کلی تاریخ، سرگذشت گذشتگان، راه و رسم نیکان)

 

2-  دروس پایه:

- مروری بر نصایح گذشتگان؛ حقوق و حدود زندگی اجتماعی؛ ساز و کار وجدان؛ نحوه زندگی اجتماعی و راه و رسم آن؛ نحوه برخورد با افراد (غریبه، دوست، خانواده، فامیل، همسایه، بغل دستی)؛ سعه صدر(1)(شامل:همه دشمن آدم نیستند؛ ما دشمن همه نیستیم؛ دنیا میدان مسابقه نیست همانطور که میدان دوئل نیست؛ ما همه خوبیم، دیگران هم)؛ سعه صدر(2) (شامل]نثر [:وجدان داشته باشید، حتی اگر سخت است؛ ترس از خشم خداوند؛ ترس از عواقب کار؛ ]نظم [: با دیگران چنان کن که خواهی با تو آن کنند؛ تو کز محنت دیگران بی غمی...؛ تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم(و سعی می کنم در عمل نشان دهم)؛ تو نیکی می کن و در دجله انداز).

 

3- دروس تخصصی(اجباری):

- زبان تخصصی (زبان حال همنوع، زبانشناسی بشر، زبان خوش و نرم)؛ محبت به همنوع (با توقع، بی توقع)؛ گذشت در برابر اشتباهات دیگران؛ خداوند ما را می بیند، در همه حال؛ انسان ممکن الخطاست؛ هر کسی اشتباه می کند(حدی هم دارد)؛ راهنمای سبک زندگی در آپارتمان؛ راهنمای آموزش به فرزندان؛ روند تکاملی تردد انسانی در راهروها و معابر عمومی(خودمان، فرزندمان)؛ تنها صداست که می ماند، ولی به چه قیمیتی؟؛ خود آموز اینجا فقط ساختمان است، نه چیز دیگر؛ ساعات اوج ترافیک در آپاراتمان(صبح- بعد از ظهر)؛ نظریه هشت صبح(فقط فصولِ «صبح زود ما بیداریم، مردم را نمی دانم»،«ما صدای 110 دسی بل جیغ فرزندمان را دوست داریم، بقیه چطور؟» و «ما از بهانه ها و شیطنت کودکمان خسته شده ایم، همسایه ها هم- بلکم بیشتر»)؛ چگونه شهروند با وجدانی باشیم؛ اصول و مبانی شهروندی(وسایل نقلیه عمومی، شخصی، در دست ساخت)؛ حقوق شهروندی (پیاده، سواره، سیاهی لشگر)؛ ترک خودخواهی**

 

4- دروس تخصصی(اختیاری):

- آموزش تلقین(شامل: ایستادن روبروی آیینه و تکرار جملات تاکیدی «من انسان خوبی هستم، مردم انسانهای خوبی هستند، من خوبم، باور کن..شک نکن..گیر نده»؛ ایستادن روبروی آیینه و تکرار جمله «امروز وجدانم را stand by نمی کنم»؛ تمرین تمرکز بر روی خوبیها و ...)

- موسیقی و انواع آن در شهر- ذهن و روح- محل زندگی- نظر همسایه ها

- آشنایی با قوانین زندگی شهری(خانه - معابر)

- تفسیر جمله «آنچه برای ما پیش می آید نتیجه عمل خودمان است»

- تربیت بدنی 1و2

- زبان تخصصی 2  

- ذهن خوانی(شامل:رؤیت دل پاک و مهربان پشت ظاهر سنگی و بد اخلاق، ترجمه تخصصی افکار و سخنان)

- خود شکن، آیینه شکستن خطاست1و 2

- تئوری سیگنال مثبت ۱و۲

- درک متقابل۱

 

لازم به ذکر است در صورت تصویب، تفکیک واحدهای تخصصی گرایشها، و واحدهای عملی در شهر، بصورت 10 جلسه ای تنظیم خواهد شد.

 

باتشکر..

ما خیلی دلسوزیم..

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

* لازم به ذکر است ارائه این واحدها همزمان هم در مدارس و هم دانشگاهها باید الزامی باشد. چون شما که نمی دانید ما از فقدان آموزش های لازم مبتنی بر موارد فوق در هر دو مقطع مذکور، چه کشیده ایم که.

** پیش نیاز این درس، واحد «تست اراده» می باشد که بصورت پیش نیاز ابتدای اولین ترم تحصیلی توصیه می شود.

 

+ نامه شماره..  سوم مرداد 1387   فرستنده: نون اوّل نامه  |