تبليغاتX
نون اوّل نامه..

نون اوّل نامه..

چركنويس(شماره 1)

پرانتز، چركنويس 1

  

اعتراف مي كنم. دلم يك خنده از ته دل مي خواهد. نه! افسرده نيستم. عادت به تظاهر به خستگي و پژمردگي و اين جور مظلوم نمايي ها هم ندارم. فقط دلم خنديدن مي خواهد. نه هر خنده ي زوركي و مصنوعي اي هم. خنده ي از ته دل. از آن مدل خنده هايي كه تهش ناخودآگاه نفس راحتي بكشي. و بعد باخودت فكر كني كه چه خوب بود..

 

دلم خنده مي خواهد.از آن مدل خنده هايي كه آخرش يكهو دلت نلرزد كه واي!آخر خنده،گريه است! نمي دانم چه اجبار و اصرار وحشتناكي دارد اين جمله به نااميد كردن آدم!

 

دلم خنده از ته دل مي خواهد. از آنهايي كه وقتي براي موفقيتي به خودت تبريك مي گويي، توي صورتت مي نشيند...از آنها كه كنارشان يك جور ِ خوبي حس مي كني حقّت بوده. از آنها كه تويش دل خوش هم هست.

 

دلم از آن مدل خنده هايي مي خواهد كه وقتي تويشان را مي بيني، ببيني خيالت راحت شده، فكر نكني اين تازه اوّلش بوده و بايد حالا حالاها بروي..برعكس،يك جور آرامش بعد از طوفان را حس كني. دلم از تمام آن خنده هاي از سر راحتي خيال مي خواهد..

 

چه خوب كه گاهي مي دانم دلم چه مي خواد!

 

 

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

قول مي دهم افسرده نيستم..

چون حالم معمولي است،نه بد است نه خوب، اين ها را گفتم..شايد تعبير شد..

+ نوشته شده در  دوم اردیبهشت 1387ساعت   توسط نون اوّل نامه  |