تبليغاتX
نون اوّل نامه..

نون اوّل نامه..

همه معلّمان ما..

نامه شماره نُه

برسد به دست: همه معلّمان ما

 

معلّمان گرامي، سلام و خسته نباشيد..

 

اوّل روزتان مبارك؛

دوم ياد همه تان كه در گذشته ي تحصيلي ما شريك بوده ايد هم بخير..

 

اوّل از همه معلّم(يا بيشتر مربّي) مهد كودك مان يادتان بخير كه در يك اقدام جانانه حس بچّه معلّم بودم و مهم بودن و خاص بودن و تافته جدا بافته بودن و احساسات مشابه را در همان عنفوان كودكي در ما كشتيد و به ما ثابت كرديد كه ما حتي اگر بچه وزير هم باشيم از اين شانس ها نداريم كه ديگران ما را به چشم يك عنصر خاص و مهم نگاه كنند! اتفاقي كه مشابه آن بعدها هم تكرار شد. كلاً ما از همان موقع و با همان بچگي مان دريافتيم كه «شانس» هم خوب چيزي است! با اين همه چهره شما هنوز به شكل كمرنگي در ذهن ما هست،به خصوص سكانس شبه دعواي ما با شما كه دست آخر به صورت «برد _ برد» تمام شد.. فكر كنيم شبيه دبير ادبيات ما در سال دوم راهنمايي بوده باشيد. احتمالاً..

 

معلّم هاي دبستان ما خسته نباشيد. بابت همه حوصله و مهرباني‌تان ممنون. در حال حاضر هم بايد خيال همه تان را راحت كنيم كه ما از آن «ريزه ميزگي»! كه باعث نگراني شما بوده درآمده ايم و رشد هم نموده ايم! معلّم اوّل دبستان مان، خيلي مخلصيم.. خوش به حال روحيه تان.. هنوز هم جزو خاطره هاي خوش كودكي ما هستيد.. معلم دوم دبستان، يادتان هست كه بين همه دانش آموزاني كه قرار بود جزو خوش خط هاي اين مرز و بوم باشند، شما به ما آخر همه سرمشق خط نستعليق داديد؟ جايتان خالي! باوجود اينكه آخرين نفرآن گروه مشتاق بوديم، ولي خيلي بهمان چسبيد آن سرمشق دادن شما. شايد هم از آنجا بود كه فهميديم كه بايد براي هر چيز مهمي زحمت و انتظار كشيد.. مربيان تربيتي دبستان كه عادتتان شده بود براي هر فوق برنامه اي ردّي هم از ما به جا بماند، يادتان مي آيد سال پنجم چقدر ما دوست داشتيم در يكي از نمايشنامه هاي مدرسه بازي كنيم و هي نمي شد؟آخرش هم بر حسب اتفاق بالاخره شرايطش مهيا شد؟ از شما چه پنهان، تاريخ دائم برايمان تكرار مي شود و اين مي شود نمي شود ها هنوز برايمان به راه است. عمر خوشي ها و موفقيت هايتان هميشه طولاني..

 

معلّم هاي دوران راهنمايي كه به صورت يكي در ميان ما را كشتيد، روزتان مبارك.. به خصوص دبير سه درس تاريخي مان در سال اوّل كه يك نفر بودند و يك روز در ميان با ايشان كلاس داشتيم.. يادتان هست ما چقدر از شما مي ترسيديم؟ يادتان هست كه چقدر در حق ما نمره منفي داديد؟ كم كم داشتيم در مقابل نمره منفي هايتان مصونيت پيدا مي كرديم! ما را ببخشيد كه اصلاً ازمان خوشتان نمي آمد! خداييش چه كشيديم تا آن سال تمام شد. آن سال در نوع خودش دوران ركودي بود براي ما! .. راستي ناظم مدرسه راهنمايي ما! خيلي دوستتان داريم هنوز. خيلي از تغييرات مثبت زندگي ما بوسيله شما بود؛ دستتان درد نكند.. روزتان مبارك..

 

معلّم هاي دبيرستان ما! روزتان مبارك.. چقدر ما شما را حرص داديم! خدا ما را ببخشد، شما هم بيشتر ما را ببخشيد! شرمنده كه ما مقدمات دوران بيش فعالي مان را وقتي شروع كرديم كه خدمت شما بوديم!! ان شاءاللّه دست آخر زحمات شما را جبران نموديم كه؟

 

اساتيد محترم دانشگاه، خسته نباشيد.. در گوشي مي گوييم: خوشحاليم كه قدم ما آنقدر خوب بوده كه در زمان حيات ما در دانشگاه و بعد از آن، دائم سمت ها و موقعيت هاي خوب برايتان مهيا شد.. بيش فعالي هاي ما را به قدم هاي خوبمان ببخشيد! ما هم همين جا و به همين مناسبت، اين اقدامات را از خودمان نشان مي دهيم:

1- از همين جا تمامي اساتيدي كه به رغم حضور ما در كلاس، اشتباهاً يا به هر دليلي ديگر براي ما غيبت رد نمودند، مي بخشيم؛

2- اساتيدي كه ما و جميع دوستان را مورد لطف قرار داده و از واحد انداختند را به خدا واگذار مي نماييم و چون بعدش يادمان مي افتد كه اين نامه تبريك و تشكر روز معلم است نه شكوائيه، ضمن تشكر، آنها را هم مي بخشيم؛ باشد كه آنها هم ما را ببخشند.

3- نسبت به تمامي اساتيدي كه ما دوست داشتيم با ايشان واحد برداريم و نشد، احساس دلتنگي نموده و عرض مي نماييم كه ما در همه حال به ياد شما بوده ايم..

 

معلّمان، دبيران و اساتيد گرامي! مي بخشيد كه نامه طولاني اي شد، اميدواريم گوشه اي از «حق مطلب» را ادا نموده باشيم.. باشد كه هم شما، هم گذشتگان و هم آيندگان از ما به نيكي ياد كنند..

 

دوستتان داريم، خسته نباشيد و روزتان مبارك..

+ نوشته شده در  دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت   توسط نون اوّل نامه  |