تبليغاتX
نون اوّل نامه..

نون اوّل نامه..

دعای خیر یادتان نرود..

نامه شماره پانزده

برسد به دست: آقای سیروس مقدم

 

جناب آقای سیروس مقدم، سلام علیکم

 

ابتدائاً از شما خواهش می کنیم از ما نرنجید؛ ما حدود یک مشت جوان خام می باشیم که تمام انرﮊی مان صرف پیدا کردن پله های ترقی می شود و در صورت یافتن پله های مذکور، دیگر انرﮊی نداریم از این پله ها بالا هم برویم، بنابراین ما گناه داریم اگر شما بخواهید از ما برنجید.. عوضش دعای خیرتان را بدرقه راهمان کنید که خوبست برایمان، چون حالا حالا ها باید راه برویم..

 

چنانچه با آن توضیحات بالایی مشکلی ندارید، از شما دعوت می نماییم به ادامه نامه توجه فرمائید؛

ما به عنوان جوانان آتیه داری که سرمایه های این کشور می باشیم و چشم امید امروز و آینده به ما می باشد، می گوییم خوش به حالتان.. دلایلمان نیز به شرح زیر می باشد:

 

۱- شما خیلی سرعتتان بالاست.. تا جائیکه حافظه مان یاری می کند، از ماه رمضان گذشته تاکنون (قبل از آن را فاکتور گرفتیم)، شما برای هر مناسبتی کاری برای ارائه داشته اید.. این در نوع خودش رکوردی است..

۲- ساخته های شما را می توان شناخت.. کافیست هنگام پخش، فقط از جلوی تلویزیون عبور کنیم.. نشانه هایش هم شامل حرکات دوربین بصورت فرود اضطراری و تیک آف های آن در سکانس های مختلف؛ مقادیر قابل توجهی استرس و شوک عاطفی و غافلگیری های اساسی (با تأکید بر روی کلمه اساسی)؛ دوربین ِ... (شرمنده می گویند چند میلیمتری؟ ما بلد نیستیم..اعتراف می کنیم اطلاعات ما در این زمینه هم اکنون آبروی مان را برد!)

۳- شما از فرصت ها خوب استفاده می کنید.. ما اگر جایی فرصتی را از دست بدهیم، فقط غصه اش را می خوریم و بلافاصله زحمت افسرده شدنش را متقبل می شویم.. حتی اگر باز هم فرصت جبران دست بدهد، اینقدر دست دست می کنیم و پرت از مرحله بازی از خودمان در می آوریم که آن بخش از تاریخ زندگی مان دوباره تکرار می شود.. امّا شما بلدید از فرصت ها استفاده کنید و اگر هم نشد، به وقتش جبران کنید. نمونه اش هم جدایی ها و وصال هایی است که در آثارتان رخ می دهند. اگر در یک فیلم یا سریال، دو نفر به هم نرسند،طفلکی ها، شما در مجموعه بعدی برای نمونه ای مشابه جبران می کنید. در مجموعه «نرگس» که ما سه ماه تمام آنهمه غصه خوردیم برای کل ساکنان مناطق مربوط به محل زندگی نرگس و خانواده اش، اگر یادتان باشد، یکی از شخصیت ها سرنوشتش جور دیگری رقم خورد و آن قضیه وصال برایش پیش نیامد؛ شما هم برایش تلافی کردید و در اثر دیگرتان، که اسمش را طبق معمول یادمان نیست، به وصال یک نفر دیگر رساندیدش! مهم نفس امر ازدواج است البته! یا در فیلم «لالایی برای بیداری» که استثنائاً نامش را یادمان است، بالاخره علاقه میان دو پزشک به ثمر نشست(بر خلاف مجموعه اغما).. خلاصه خوش به حالتان..

 

همین دیگر.. بیش از این مزاح وقتتان نمی شویم.. از اینکه مجموعه هایی که می سازید با همه اشک و آه و شوک های عاطفی اش، باز هم بیننده دارد، خوش به حالتان..

همینطوری اش هم برای خودمان دردسر درست کردیم..

دعای خیر یادتان نرود..  

+ نوشته شده در  نوزدهم خرداد 1387ساعت   توسط نون اوّل نامه  |