تبليغاتX
نون اوّل نامه..

نون اوّل نامه..

امضاء محفوظ.

 

نامه شماره شانزده*

برسد به دست: نیروهای ضد شورش!

 

خدمت نیروهای ضد شورش، با عرض سلام

 

بدین وسیله به اطلاعتان می رسانیم که ما می خواهیم شورش کنیم. البته بیشتر دلمان می خواهد اعتصاب کنیم تا شورش. چون مفهوم شورش دقیقاً بر خلاف اعتصاب است. حداقل در فرهنگ لغات ما که اینطور است. شورش یعنی کلی زحمت بکشیم و زمین و زمان را به هم بریزیم، تا بدینوسیله حرفمان را ابراز کنیم.. ما اینطوری اش را اصلاً دوست نداریم، چون اگر همه چیز را به هم بریزیم، نهایتاً باید همه ی ریخت و پاش ها را هم خودمان جمع و جور و مرتب و منظم کنیم! خب ما مگر بیکاریم که برای خودمان کار و دردسر زیادی درست کنیم؟ تازه اسممان هم بد در می رود.. امّا اعتصاب...! اعتصاب یعنی هر کاری که تا کنون انجام می دادیم را از امروز به بعد انجام ندهیم و کلاً دست به هیچ کاری نزنیم.. این نه تنها کاملاً با روحیه تنبلی و تن پروری ما موافق است، بلکه با آن انطباق کامل نیز دارد! پس ما اعتصاب می کنیم. شما هم به حالت آماده باش دربیایید. اگر هم مقابله با ما، یعنی اعتصاب کنندگان، جزو وظایف تعریف شده ی شما نیست و در عین حال هم نمی توانید چنین تعریفی برای این مورد پیدا کنید، ما را به نهاد مسئول مربوطه، و نهاد مسئول مربوطه را به ما معرفی نمایید تا در مقابل هم به حال آماده باش در بیاییم.  

 

خب ما جهت اعتصابات خود، دست به اقدامات زیر خواهیم زد:

 

1-دیگر اس ام اس ــ چه فارسی، چه غیر فارسی ــ نمی زنیم؛ دیگر نه از تلفن ثابت برای صحبت با دیگران استفاده می کنیم، و نه از تلفن همراه؛ و دیگر به شبکه جهانی اینترنت هم متصل نمی شویم. و چون بیش از نیمی از درآمدهای غیر نفتی مخابرات منطقه، حاصل از فعالیت های مخابراتی ما می باشد، بنابراین با این اقدام رسماً مخابرات منطقه را ورشکسته می کنیم.

2- یک بسته پیشنهادی به آﮊانس بین المللی انرﮊی اتمی ارسال می کنیم و چون بعد متوجه می شویم که این کارها دردسر خودمان می شود، سوار هواپیمای اختصاصی دو نفره مان متشکل از خودمان و محافظ مان شده و به مقر آﮊانس می رویم.(هواپیما را در قرعه کشی جشنواره جوایز ایرانسل برنده شده ایم). سپس به سبک بازی های GTA (هر کدام که مقدور بود)، خودمان را جای مسئول مربوطه جا می زنیم، بسته را تحویل گرفته و جنگی بر می گردیم به خاک وطن و مام میهن و بسته پیشنهادی را منهدم می کنیم. نکته ی قابل ذکر اینکه در صورت درگیری ما و محافظ مان با مأموران حفاظتی مستقر در مقر آﮊانس، احتمالاً ما کشته می شویم و محافظ مان قهرمانانه جان سالم به در می برد. تا ما باشیم اگر قرار است از خودمان محافظت کنیم، مثل همیشه کار خودمان را خودمان انجام دهیم و به دیگری سفارش ندهیم. ضمناً نکته اعتصابی این اقدام، همان خرج و مخارجی است که به بار می آید. هزینه های : استفاده از محافظ شخصی، ارسال مرسولات به خارج از کشور که تازه کار عبثی هم بوده، سفرهای خارجی آن هم بدون پاسپورت، تقلید از بازی های اکشن که کارشناسان بارها در مورد اثرات مخرب آن بر روحیه جوانان و نوجوانان هشدار داده اند، کشته شدن خودمان که مشخص است چه ضایعه ای برای همگان خواهد بود!(این مورد برای خودمان هم جزو هزینه هاست چون احتمالاً بعد از مردن تازه عزیز می شویم و این یعنی سرمان هم کلاه می رود، هم بی کلاه می ماند..).

3- به یک بانک مراجه نموده و در خواست وام می دهیم. بانک مربوطه در پایان پروسه صد ساله ی بررسی صلاحیت های ما جهت اخذ وام، با توجه به درآمد سالانه ما که حدود 80 تا 100 هزار تومان است، به این نتیجه می رسد که فقط می تواند مبلغ هزار و دویست تومان به ما وام بدهد. این مبلغ در مقابل هزینه های محاسباتی، سند های حسابداری جهت ثبت و تسویه ی وام، و خود محاسبه مبلغ احتمالی وام، برای بانک هزینه دارد، در حالیکه ما این وسط هزار و دویست تومان هم کاسب شده ایم! (دوره، دوره ی میلیون و میلیارد است، قبول؛ ولی ما فعلاً در اعتصاب به سر می بریم، پس به همینش اکتفا می کنیم)..

4- از آنجا که حدس می زنیم که مسئولین دانشگاه ما عاشق ما شده اند که هر بار به بهانه های مختلف ما را به دانشگاه می کشانند و بر دغدغه های فکری ما می افزایند، ما دیگر به دانشگاه مراجعه نمی کنیم و چون اعتصاب داریم، فعلاً مدرک هم نمی خواهیم.. در اثر این اقدام ما، مسئولین دانشگاه زانوی غم بغل می گیرند و کارهای بزرگترین دانشگاه ایران روی زمین می ماند و به این ترتیب هزینه های مربوطه به لیست هزینه های قبلی اضافه می شوند. چه بسا اگر ما همینطور پیش برویم، یواش یواش کار کل مملکت بخوابد..

5- به برنامه مثلث شیشه ای می رویم و در آنجا در مقابل پرسش های مجری، هیچی نمی گوییم تا هر کس، هر برداشتی خواست از سکوت ما بنماید. خودمان هم جهت پاسخگویی به برخی سوالات و ابهامات به تلفن ها پاسخ نمی دهیم، چون مثل اینکه همین الان اون بالا در مورد اوّل گفتیم که دیگر با تلفن کار نداریم. بدین ترتیب جامعه تا مدتها در هاله ای از ابهام و جنجال فرو می رود و نشانه های اعتصاب ما بیشتر به چشم می آید. هزینه ی تأیید و تکذیب های بعدی هم روُش!

 

جناب نیروهای ضد شورش یا اعتصاب! شایان ذکر است که خودمان می دانیم که بعضی از اقدامات اعتصاب مآبانه ی ما ،مثل مورد دوم، بیشتر شبیه شورش است تا اعتصاب. ولی چاره چیه و تازه مهم نیت ما می باشد که قصد اعتصاب داریم، نه شورش.. پس شما هم این نکته را لحاظ بفرمایید.    

 

علل این اعتصابات و مذاکرات و خواسته های ما هم بماند برای فرصتی دیگر..

 

با تشکر،

امضاء محفوظ

+ نوشته شده در  بیست و هشتم خرداد 1387ساعت   توسط نون اوّل نامه  |