وقتی آسمانْ آبی پررنگ می شود
به نام خدا
خب قضیه که از ابتدا مشخص بود: جام حذفی با ماست! اگر روزی ما را فندک بزنید، انفجار دهید، یا اصلاً همان آتش بزنید، خواهید دانست دو آتشه نیستیم.. یعنی دوبل آتش نمی گیریم؛ امّا «یک استقلالی، یک استقلالی است» و این خودش به تنهایی کافی است..
خوشحالیم که استقلال قهرمان جام حذفی شد. علیرغم تمام خنده ها، تمسخرها و تمام
برخوردها و پیش بینی های احتمالیِ گذشته و آینده، ما خوشمان آمد از این قهرمانی. خدا را شکر..
و بزرگترین سهم را هم در شادی بسیار امروز، وحید طالب لو می برد. دستش درد نکند بابت آن پنالتی هایی که گرفت(پایش هم درد نکند)؛ همچنین با تبریک ویژه به: علیرضا منصوریان که این بازی، بازی خداحافظی اش بود؛ مجتبی جباری که در ارسال سانترهای بلند استاد ماست؛ علی علیزاده که به قول مزدک میزایی امروز عجیب تکنیکی شده بود؛ آرش برهانی که بالاخره گل زد؛ و ... و خودمان! از آنجا که در دوستان و آشنایان و اقوام ما، همه یا پرسپولیسی اند یا اصلاً فوتبالی نیستند، ما در اوج غربت و مظلومیت یک تبریک به خودمان می گوییم.... نه! دو تا می گوییم.. اینطوری بهتر است.. (این اسامی را نام بردم، چون در لیگ برتر انگار نبودند؛ مثل خودمان!)
ضمناً چون تصمیم به اعتصاب گرفته بودیم و خبرش را هم قبلاً داده بودیم؛ اعلام می داریم که هنوز اعتصاب داریم و فقط به خاطر این قهرمانی شیرین وقفه انداختیم. اعتصاب، پا برجاست..
حاشیه های بازی
ما چون نه در ورزشگاه بودیم و نه داخل زمین، هر چه از پخش تلویزیونی دیدیم، عنوان می کنیم:
1- خدا به این کبوترها صبر بدهد که یا آبی می شوند، یا قرمز؛ یا کله شان کنده می شود، یا رها می شوند داخل زمین و دقیقه ای یکبار جلوی دوربین و زمین و بازیکنان رژه می روند. آنقدر آن اوایل نیمه اوّل این یکی یا دوتا کبوتر روی اعصابمان مانور دادند که کم مانده بود شال و کلاه کنیم بریم خودمان از وسط زمین جمع شان کنیم..
2- بازی جوانمردانه را ندیدیم، ندیدیم، یکهو یکجا در یک بازی به صورت سلسله وار مشاهده کردیم.. هر بازیکنی که روی زمین می افتاد، توپ دو کیلومتر آن طرف تر در نیمه ی زمین تیم مقابل به اوت می رفت، بازیکنان تیم مقابل به نشانه جوانمردی] توپ را[ ابتدا برای هم تیمی شان پرتاب می کردند، سپس توپ در نیمه زمین مقابل دوباره می رفت به اوت.
3- دروازبان تیم پگاه نیمه اوّل ما را کشت.. توپ گرفتن و تا نزدیکی خط مقدم پیش رفتن و بعد از کلی تفکر و تنها با نزدیک شدن بازیکن تیم مقابل حاضر به زدن توپ شدن که راه ابراز آن همه اعتماد به نفس نیست.. ما اینجا اگر تمشک می دادیم، صندوق ذخیره ارزی را خالی می کردیم، همه را به تبدیل به تمشک می کردیم، می ریختیم سرمان..
4- یادمان هست که قهرمانی دو سال پیش چه جوری از دلمان درآمد.. یادمان هست که مدارک را دیر فرستادند AFC و تمام.. پس لطفاً کری نخوانید و اینها را به ما یاددآوری نکنید..
چند پیام:
(مخاطبین محترم! اشارات ما همگی بر گرفته از پست های قهرمانی خودتان است)
1- توده کشت عزیز؛ ما از خوشحالی بغل کسی نپریدیم.. کلاً ما احساس نداریم که اینطوری ابرازش کنیم.. امّا دلیل اصلی اش این بود که کسی دور و برمان نبود که بپریم در آغوشش و شادی کنیم.. فقط بابت هر گل و موقعیت، چندتا جمله و تک جمله انگلیسی بر زبان آوردیم که زیادی از مرحله پرت نباشیم..
2- جناب دانشجوی هرز؛ شما بی زحمت حاشیه شماره چهار را دو بار بخوانید. ما در لیگ برتر سیزدهم شدیم و چون سیزده نحس است، قهرمان نشدیم!! امّا الان قهرمان شدیم.. راستی! پرسپولیس چه موقع حذف شد؟!
3- چای نباتیون؛ ما کل وب را آبی نکردیم به دو دلیل: نخواستیم تقلید کنیم؛ نمی توانستیم، چون وقت نداریم. گزارش کل بازی را هم نمی توانیم برویم.. چون صبح امروز برنامه صعود به یکی از قلل مرتفع را داشتیم، نیمه دوم را در خواب می شنیدیم! راستی! رقیب پرسپولیسی مان هم ایام امتحاناتش است و وقت ندارد با ما سر کل کل بگذراد..
4- هاله عزیز؛ ما مثل شما فشارمون تکان که نخورد، هیچ، بلکه منتظر بودیم بازی تمام شود برویم یک تلفن مهم بزنیم. آخرش هم تلفنمان را زدیم و گل های دوم و سوم را از پشت تلفن دیدیم.. بالا و پایین پریدنش هم همان پشت تلفن قسمت مان شد! امّا کیف کردیم. از آنجا که آبی ته همه رنگ هاست، ما دیگر نیازی به اشاره به چهره سرخ عشق پیدا نکردیم. ما عاشق رنگ آبی هستیم.
5- ...
همین دیگه..
قهرمانی استقلال در جام حذفی مبارک آنهایی که خوشحال شدند..

