تبليغاتX
نون اوّل نامه..

نون اوّل نامه..

تلگراف نامه (3)

 

 نامه شماره بیست و دو

برسد به دست: نامبردگان ذیل

۱- منابع آگاه؛ آیا این ماجرا واقعی است؟ همین که در تبلیغات همراه اوّل نشان می دهد که در تمام شهرها و روستاها و جاده ها و کوره راهها و بیابان و خیابان و غار و درّه، همراه اوّل آنتن می دهد، آیا صحیح است؟ بلی۝   خیر۝.. پس چرا ما هر وقت می خواهیم یک اس ام اس فارسی، انگلیسی، یا هر دو بفرستیم، باید به دست و پای گوشی مان بیفتیم تا بالاخره این اس ام اس ارسال شود؟ آیا این تقصیر خود ماست که به اس ام اس نمی گوییم پیامک؟ یا پس چی؟!

2- فدراسیون فوتبال عربستان؛ شما..بله با شما هستیم.. با سلام و احترامات لازمه؛ شما که با صدور ویزا برای تعدادی از ایرانیان عازم به کشورتان برای مسابقه با تیم فوتبال تان مخالفت کرده اید.. دلیل تان چی بوده؟ ما خودمان در جریانیم که "گروه اعزامی برای شرکت در این مسابقه همش شامل  18 نفر بازیکن، 12 نفر کادر فنی و نزدیک به 60 نفر همراه و تماشاگر می شوند". آنوقت شما خواستار کاهش این تعداد شده اید. آیا تا به حال کسی بهتان گفته به شما چه؟!! همینطوری اش هم توی بازی تا بازیکنان شما نفری یکبار زمین نخورند، نمی شود، آنوقت تیم ما همانطور بی یار و یاور بنشیند غش و ضعف های طبیعی و غیر طبیعی تیم حریف را تماشا کند؟ اصلاً می دانی تیم حریف یعنی چی؟ نمی دانی؟ خب برو بپرس.. ولی نهایتاً در کاری که تهش ممکن است بهت بگویند "به شما چه"، دخالت نکن. خب؟!  

3- بلاگفا؛  ؟ .. ! .. با این علامتها که آشنایید؟ با چهره ما که یک ساعت و نیم نصف نامه هایمان را در باکس نظرات دیگران تایپ می کنیم چطور؟ واسه چی چهل و هشت ساعت و خرده ای است که امکان نظر دادن برای هیچ پستی در هیچ وبلاگی نیست؟ یعنی ما را تحریم کرده ای؟ تعلیق کرده ای؟ تأدیب کرده ای؟ سر کار گذاشته ای؟ تست سنجش بردباری است؟ یا نشستی داری دونه به دونه نظرات همه ی ما را در وبلاگهای یکدیگر می خوانی؟ نکته هم بر می داری؟! می دانی چقدر وقت می گیرد؟ عمر ارزشش بیشتر از این حرفهاست ها.. قدر عمر را بدان.. همین، گفتیم که در جریان باشی..

 4- یک بنده خدای عزیز؛ شما بنده عزیز خدا که ما هم خیلی خیلی دوستت داریم، عزیزم در جریانید که؛ ما چند روزی است سرما خورده ایم.. خوردن که چه عرض کنیم، ظاهراً ویروسهای سرما خوردگی را کوفت کرده ایم.. در هر حال می خواستیم بدینوسیله به اطلاعتان برسانیم که ما، به فرض ثابت بودن سایر شرایط و متغیرها، همینطورس اش هم حس بویایی مان کم استعداد ترین حس مان در میان حواس پنج گانه است؛ چه برسد به حالا که بینی مان الان درگیر بیماری است و وقتی شما روزی چند بار ما را فرا می خوانید که گل های لاله عباسی تان را ببوییم و رایحه خاص اش را تشخیص دهیم، ما نه تنها هیچی نمی فهمیم، بلکه حس ناتوانی مزمن گرفته، افسرده می شویم و می میریم.. تازه گل لاله عباسی تان هم وقتی ببیند ما هیچی ازش نمی فهمیم، توی روحیه اش تأثیر می گذارد.. می بینید؟ یک لحظه غفلت= یک عمر پشیمانی.. پس لطفاً بیشتر مراعات کنید. باز هم دوستتان داریم خیلی.. با تشکّر..

 

+ نوشته شده در  هفتم شهریور 1387ساعت   توسط نون اوّل نامه  |