تبليغاتX
نون اوّل نامه..

نون اوّل نامه..

زندگي از اين بهتر نمي گردد..

نامه شماره سه

برسد به دست:  تمام مثبت انديشاني كه معتقدند زندگي

                     شيرين است و بهتر از اين نمي شود

 

مثبت انديشان عزيز كه در بالا بصورت جمله چهار بخشي كامل از شما نام برديم،سلام!

بابت تمام خوش بيني كه روزانه به خودتان تزريق مي كنيد، خسته نباشيد. حالا كه از شما

تعريف كرديم، مي شود ازتان سوال هم بپرسيم؟ مي شود بفرماييد رمز موفقيتتان چيست؟

چقدر مي گيريد چند سي سي از اين خوش بيني را به ما هم تزريق كنيد؟ اصلاً تزريق اين

چند سي سي درد هم دارد؟ جيغ بنفش و پشيماني چطور؟ آخر راستش را بخواهيد ما خودمان

در زمينه متدهاي«ديد مثبت به زندگي» و «احساس خوشبختي در چند صدم ثانيه» صاحب

سبك هستيم؛ ولي حقيقتاً متدهايمان اثر كوتاه مدت دارند و تازه كمي هم درد دارند. البته ما

به همين اش هم راضي هستيم، ولي خب شما از اين جهت كه احساس تان نسبت به

زندگي از ما مثبت تر است، حكم بزرگتر ما را داريد.. پس مي شود ما را تحت پوشش بگيريد؟

 

البته مي شود گفت ما زيادي سخت مي گيريم.. زندگي خيلي شيرين است، مثل عسل.. ولي

ما كمي بد سليقه هستيم و عسل دوست نداريم.. نه كه دوست نداشته باشيم، ولي خب

شيريني عسل دلمان را مي زند. البته شما حق هم داريد، آخر وقتي بدون دردسر و دق كردن و

مثل سر كشيدن يك ليوان آب، مي شود در زمينه هاي مورد علاقه مان تحصيل كنيم،مي شود

به راحتي عاشق شويم بدون اينكه آخرش مجبور شويم «تو هم با ما نبودي» ِمرحوم فرهاد

را از بر كنيم،مي توانيم كار پيدا كنيم و سالي هشتاد هزار تومان كه زماني براي خودش كلي

پول بوده بدست بياوريم و تاره مجبور نيستيم براي همه اين ها آپانديسمان را استخراج كنيم،

چرا اينقدر ناسپاسي آخر؟ چقدر ما رو داريم، هان؟! چرا ما كمي از سطح توقعاتمان كم نمي

كنيم؟ واقعاً كه..!! (اين چند خط را نامه نويس قاطي كرده بود.. شرمنده!)  تازه همه ي اينها در

شرايطي است كه ما اخلاق هم نداريم، وگرنه مجبور مي شديم مراقب اخلاق مان هم باشيم و

اينطوري خيلي سختتر مي شد! باز در اين مورد شانس آورديم!

 

مثبت انديشان گرامي! يك ايرادي هم هست كه به شما وارد است. اين مثبت انديشي شما

مشكل ساز هم مي شود. همين ديد مثبت شماست كه سطح توقع زندگي را بالا برده است

ديگر! بابت اين موضوع شما مسئوليد و بايد پاسخگو باشيد. ما هم به هيچ عنوان از اين امر نمي

گذريم و تا آخرين نفس به دنبال اين هستيم كه پاسخ هاي شما را بشنويم.. اصلاً خوشمان مي

آيد كه بجاي دنبال راه حل و تلاش باشيم، پاسخ هاي شما را بشنويم.

پس ما منتظريم.. ما را نپيچانيدها..!

 

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

داخل پرانتز:

1- مي دانيد چند وقت بود ما يك دل سير «غر» نزده بوديم؟ اينجا ما هر وقت مي خواهيم غر

بزنيم، خط اول را كه مي رويم، همه اطرافيانمان ما را ترك مي كنند! اينست كه ما سرخورده

شديم و اينجا عقده هايمان را كمي بهبود بخشيديم..

 

2- به خبر بي ربط زير توجه كنيد:

  يك شهاب سنگ به اندازه يك اتوبوس ديشب وارد جوّ زمين شد و در شمال شرق كشور

آرژانتين به زمين نشست! اين اتفاق حدود ساعت ده شب به وقت اين كشور رخ داد و با صداي

شديد خود مردم آن منطقه را به خيابان ها كشاند. (قابل توجه همسايه ما!!) گفته مي شود

اين شهاب سنگ كه آن موقع شب بي دليل اعصاب و روان مردم آن منطقه را ششته كرد(اشتباه

تايپ نكرده ايم، ما در خانه اين فعل را با همين تلفظ بكار مي بريم!) احتمالاً سني(يا قدمتي)

برابر منظومه شمسي دارد.

 

+ نوشته شده در  بیستم فروردین 1387ساعت   توسط نون اوّل نامه  |