تبليغاتX
نون اوّل نامه..

نون اوّل نامه..

باغ بی برقی(1)

 

امشب با چشم خودمان وزارت نیرو را دیدیم! این شرح ماوقع است:

- سکانس داخلی، ساعت 8:40 شب؛ درحالیکه که در یک پدیده نادر، پنج صفحه ترجمه نموده ایم، با دیدن تیتراژ آغازی "روزگار قریب" به خودمان تشویقی داده تصمیم می گیریم روند دو هفته گذشته را تکرار کنیم و این قسمت روزگار قریب که اتفاقاً قسمت آخر هم هست را ببینیم.. شاید ما دقت نکردیم، امّا انگار همزمان یک نفر از پشت صحنه می گوید «زهی خیال باطل!» در حال نزدیک شدن به منبع تخمه ها (قوت لایموت اینجانب) می باشیم که فررررررررت! برق از شهرک ما رخت بر می بندد(از بیان واکنش مان معذوریم)..

- خارجی، یک ربع بعد از وقوع واقعه؛ انگار که شرکت برق منطقه دارد به منبع تأمین برق شهرک شوک وارد می کند، چون یک لحظه برق می آید و بعدش دیگر نمی آید! ظاهراً به شوک هم جواب نمی دهد..

- خارجی، چند ثاینه بعد، و پس از کشف پدیده "باران می بارد"؛ ما که با احترام به عدد مقدس هفت، هفت بار دور خودمان چرخیده ایم(با تشکر از عدد سی و سه که مقدس نیست)، از غوطه ور شدن در احساسات شاعرانه خودداری نموده، با یک حساب سرانگشتی و با توجه به این که شب گذشته هم در ساعات "پاسی از شب" همین اتفاق افتاده بود، نتیجه می گیریم که برق منطقه یا به باران حساسیت دارد، یا اوضاع کابلهای منطقه خراب است، یا هر شب کابلهای شهرک ما را می دزدند..

- داخلی، ساعت 10:00شب؛ دیگه رسماً قاطی کرده ایم. پدر معتقد است ما به کامپیوتر معتادیم.. اگر اعتراف ما به این موضوع باعث دوباره وصل شدن برق می شود، باشد پدر راست می گوید؛ در غیراینصورت هیچی.. 

- داخلی، ساعت 10:45شب؛ همه با خیال راحت رفته اند به خواب ناز.. من امّا در حال تصمیم گیری در مورد انتخابات سال آینده هستم! موبایلم زنگ می خورد.. من هنوز مرحله شلیک به سمت اتاق را کامل نکرده ام که قطع می شود.. ده دقیقه بعد دوباره زنگ می خورد و قضیه تکرار می شود. یکی از دوستان است.. نمی فهمم، این که مرا می شناسد، من هم او را می شناسم، دیگر چرا قطع می کند.. برایش sms (و نه پیامک،) می زنم و یک علامت سوال send (و نه ارسال،) می کنم.. تازه جواب می دهد؛ ظاهراً بنده خدا داشته برایم missed call می انداخته! به ضریب هوشی ام لبخند می زنم.. دوستم می خواهد نمره اش را از سایت دانشگاه برایش چک کنم. قضیه قطعی برق را برایش می گویم و قول می دهم فردا چک کنم..

- داخلی ساعت "42:’10:۵۰شب؛ به محض ارسال sms مربوطه، برق وصل می شود. از آنجاییکه ما همگی از چنین لحظه ای قطع امید کرده بودیم، تمامی لامپهای اضافی و غیراضافی روشن است! به دل پاک دوستم درود می فرستم و می روم سراغ کامپیوتر تا تمام نمره هایش را برایش چک کنم! تصمیم کبری هم می گیرم که بروم شهرک محل سکونت شان(که اتفاقاً نزدیک محل سکونت ما هم هست) دخیل ببندم و همه حاجاتم را بگیرم.. سفارش حاجات هم پذیرفته می شود! 

با تشکر از وزارت نیرو، شرکت برق منطقه ای منطقه، سازمان هواشناسی و... 

 

 

پ.ن: تبلیغات مورد ۴ پست قبلی همچنان برقرار است. با تشکر..

 

+ نوشته شده در  پنجم آبان 1387ساعت   توسط نون اوّل نامه  |