تبليغاتX
نون اوّل نامه..

 

۱- به سلامتی چند وقتی است اینترنت ما سه دقیقه ای شده.. دقیقاً سه دقیقه بعد از کانکت شدن، قطع می شود آن هم بدون حتی یک بوق.. راست می گوید خب، اصلاً تا وقتی "سه دقیقه" هست، چرا بیست دقیقه یا چهل دقیقه؟ هان؟!

2- روز شنبه یکی از دوستان تازه وارد ما به خانه بخت رفت. ولی ما را عروسی دعوت نکرد. ما در یک اقدام نمادین، اصلاً ناراحت نشدیم(از ما بعید بود). حق هم داشت؛ اگر ما را دعوت می کرد، باید "سین" را هم دعوت می کرد.. بعدش باید "ف" و "ز" و دو تا میم را هم دعوت می کرد، بعد "لام" را دعوت می کرد و اگر همینطور پیش می رفت، احتمالاً مجبور می شد کل حروف الفبا را دعوت کند! خب خدا را خوش نمی آمد..  

3- امروز سعی کردیم اتومبیل خواهرمان و همسرش را  سرقت کنیم، البته با رضایت خودشان.. از آنجا که اگر روزی قرار باشد شانس در خانه ما را بزند، احتمالاً آدرس مان را گم می کند، هر چه سعی کردیم حتی نتوانستیم اتومبیل مربوطه را روشن کنیم! آخرش هم معلوم شد چون ماشین خاموش بوده، فرمانش هم قفل بوده.. در نهایت به این نتیجه رسیدیم که اتومبیل شان مجهز به قفل کودک می باشد!   

4- دیروز رفتیم با یکی از عابر بانکهای شهر آشنا شدیم. امّا کاشکی آشنا نمی شدیم! این دستگاه از آنهایی بود که رویش یک خانمی با صدای 180 دسی بل مرحله به مرحله انجام عملیات را سر صبر توضیح می داد. حالا باز خوب بود می گذاشت وسط حرفش یک گزینه را انتخاب کنیم، والا اگر قرار بود صبر کنیم توضیحاتش تمام شود، تا حالا هم به خانه نرسیده بودیم..  ولی چه فایده؟ این همه حرف زد، آخرش هیچی پول نداشت بدهد دست ما..

5- یک نفر از طرف ما از سازندگان تیزر جاروبرقی دوو (درسته دیگه؟) تشکر کند، خواهش می کنم.. بعدش از سازندگان تیزر "خرید ویلا در سراسر کشور" تشکر کند.. خصوصاً الان که خرید ویلاها از "تنها با 8 میلیون ریال"، خرده خرده رسیده به "تنها 88 میلیون ریال".. (این همه "8" تنها..)

6- به قول شاعر: "خیلی دلم گرفته از خیلیا" (و همچنین خیلی متعجّم از خیلیا..)..  

 

یک موضوع مهم: لطفاً برای یکی از دوستان قدیمی و عزیز من دعا کنید. خیلی مهم است.. هم دوستم و هم مشکلش.. ممنون می شوم.

 

+ نامه شماره..  هفتم آذر 1387   فرستنده: نون اوّل نامه  |