من فوبیا دارم!
1. سه چیز است که اعصاب ما نابود می کند: اینترنت dial up مان، برف های این موقع سال شهرک، و سایر موارد..
2. اینجا یک نفر زحمت کشیده فلش کاملاً ویروسی اش را آورده وصل کرده به کامپیوتر ما.. دستش درد نکند، چون کامپیوتره از آن لحظه رسماً روان گردان شده. شخص مربوطه "بعداً"(و نه قبلاً!) یک جای دیگر فلش را ویروس یابی فرموده اند، کاشف به عمل آمده که فلش مربوطه 53 نوع ویروس را با هم داشته و دارد! طرف مربوطه هنوز هم نه فلش را پاکسازی کرده، نه دست از سر کامپیوتر ما بر می دارد چون نمی تواند.. (با تشکر از کامپیوترهای سایت دانشگاه جان) نمی دانیم چرا نه ما کامپیوترمان را، و نه ایشان فلش اش را ویروس کشی نمی کنیم..
3. از وقتی کامپیوتر ما با ویروس های این فلش آشنا شده، دیگر دوست ندارد درایو ها را باز کند، ما باید از پنل address خدمت دراویور ها مشرف شویم؛ از چند روز پیش تنظیمات sort by را به میل خودش تغییر داده، ما هم برای یافتن هر فایلی دوبار باید کل درایو را بالا و پایین برویم، فونت های ورد را هم تا حدودی به اختیار خود متحول کرده..
4. دلایل مورد اوّل: همانطور که قبلاً نیز به سه دقیقه ای شدن اینترنت ما اشاره شد، همین ما را بس.. من نمی دانم اینترنت سه دقیقه ای اصلاً چه کاربردی دارد../ برف های این موقع شهرک چیزی در حد پیست اسکی توچال و حتی الپ نیست، بدتر است.. ما معمولاً در این موقع سال با چوب اسکی و اسنو بورد تردد می کنیم.. اینجانب نیز شخصاً از چهار سال پیش دچار فوبیای برف و راه رفتن روی برف شده ام(فقط امیدوارم برای درمان مجبور به بکارگیری روش غرقه سازی نشیم).. برف هم اگر خودش نبارد، اصطلاحاً "پوش برف" از کوهستان های اطراف به اندازه کافی ما را مشعوف می کند.. کلاً از کل زمستان، فقط شب 29 اسفند(و مثبت و منفی ۲)اش خوبست، آن هم به شرطها و شروطها../...
5. فقط ای کاش نشانه گیری آن خبرنگار عراقی به هدف می خورد.. ای کاش، ای کاش..
۶. می خواستم یه کم آیه یأس بخوانم، ولی منصرف شدم.. فعلاً حواسمان به همان "هوای حوصله" که این روزها ظاهراً بین المللی هم شده، هست تا بعد..
