تبليغاتX
نون اوّل نامه..

نون اوّل نامه..

بیدلی در همه احوال خدا با او بود/ او نمی دیدش و ...

 

1- اسمش چیست: تنبلی؟ بی خیالی؟ بی توجهی؟ هرچه.. هرچه می گویند بگویند.. نمی خواهم به خودم زور بگویم.. اگر واقعاً لازم باشد، حتماً شرایطش پیش می آید که مجبور شوم روزی بالاخره این کار را انجام دهم.. الان نمی خواهم.. حرص و جوش و نگرانی و ملاحظه اش بر دوش من است، نتیجه اش هم فقط مال من است، پس خودم تصمیم می گیرم که چطور باهاش تا کنم.. نمی خواهم.. عقب نمی مانم، پس فشار و بالا و پایین پریدنش را هم نمی خواهم..

2- بلاگفا تمام تلاشش را بکار گرفته که دل ما را بدست بیاورد.. جدیداً کد کامنتینگ ها برای ما رند در می آید! کی کد کامنت رند می خواهد؟!! می فروشیم به بالاترین قیمت..

3- خب "امیدی نیست پیدا شی"؟ به من چه! بی خیال! به دور دستها خیره شو.. یه چیزی آن ته که به اش می گویند "افق"!

4- دلم شبهای برره می خواهد، بدجور.. وسط تکرار این همه سریال، خب این یکی هم جا می شود.. حیف که...

5- (خدمت سین جان): خب دوست نداشتم شعرم را بگذاری.. برای همین یادم رفت به ات بگویم.. همینطوری بی دلیل.. فقط خوشم نیامد که گذاشتی اش..

6- جان بچه ات آن مطالب ما را پس بیاور.. بی خیال، آنها اسناد تاریخی اند، میراث فرهنگی.. به میراث که اعتقاد داری؟!  

7- اگر نیمه دوم سال 83 می دانستی چه دوران طلایی در پیش رو داری، هیچ وقت آن همه غر نمی زدی.. الان هم همینطور؛ اگر می دانستی...

- شاید به زودی در این مکان یک شکواییه اساسی علیه صدا و سیما و کلیه فیلمسازان عزیز قرار گرفت.. خیلی دلم از دستشان پر است..

پ.ن: شرمنده که با این هوای حوصله مان، همه را ابری کردیم.. اینجوری پیش برود، سن امید به زندگی هم مثل قیمت ها، روند نزولی پیدا می کند..

 

+ نوشته شده در  ششم دی 1387ساعت   توسط نون اوّل نامه  |