تبليغاتX
نون اوّل نامه..

نامه شماره چهار

برسد به دست: جناب آقاي مهران مديري

 

آقاي مهران مديري، سلام و خسته نباشيد..

همين جا از شما مي خواهيم كه ابتدا ما را ببخشيد و بعد ادامه نامه مان را بخوانيد. چون ما در اين نامه خيلي به شما حسودي* كرده ايم. به شما و كارهاي شما؛به شما و هنر شما. به شما، همكاران و همراهان شما، و تمـام اتفاقات و عواملي كـه باعث شد مـا اين نامه را، بـا احترام، به شما تقديم كنيم.آقاي مديري! شما كار خودتان را بلديد.آن را به نحو احسن انجام مي دهيد، همه شما را مي بينند، نظـر مي دهند، و حتي از دست تان عصباني مي شوند. مي دانيد آقاي مديري؟ بـه نظر ما خيلي خوبست كـه گاهي ديگـران از دست مـا عصباني شوند.منظورمان از «گاهي»،وقت هايي است كه كارمان را ـ هر چند بعضي ها هرگز دوست نداشته باشند ـ به درستي انجام مي دهيم. ما به شما حسودي مي كنيم چون شما ديده مي شويد. حتي وقتي تازه اوّل هر كارتان هستيد. حتي به اين هم حسودي مي كنيم كه شما خودتان آنقدر درگير كـار هستيد كه تقريباً نمي رسيد كارتـان را تماشا كنيد و بيشتر از عكس العمل ها و برخوردهاي ديگران مي فهميد كه كارتان كدام هدفتان را برآورده كرده است. حتي حاضريم اگر هم مايل باشيد،جاي شما باشيم. راستش درگير بودن خوبست؛ آن هم براي كاري كه دوستش داريم. پس لطفاً شما هم اگر اين كارتان را دوست داريد، كه فكر مي كنيم همينطور هم هست، همچنان درگيرش باشيد.. ما هم قول مي دهيم همچنان به شما حسودي كنيم! (مي دانيم اگر همينطور كه پيش برويم، آبروي خودمان را بطور كامل مي بريم، ولي خب اين يك حقيقت است و ما هم انسانهاي حقيقت دوستي هستيم!)

 

آقاي مديري! بابت يك موضوع ديگر نيز از شما متشكريم. منظورمان بخش تقريباً پاياني كار نوروزي تان است. البته الان ديگر كمي دير است كه بخواهيم به آن بپردازيم. امّا چيزي كه براي ما خيلي جالب بود، دفاع شما از خودتان،خود واقعي تان، يعني مهران مديري ِكارگردان طنز بود.دفاع از تمام اين سالهايي كه شما هي كارهاي تازه ساختيد و هي از شما انتقادات سخت شد. اعتراضهايي كه گاهي برايتان دردسر هم داشت. ما از شما بي نهايت متشكريم كه غير مستقيم از خودتان دفاع كرديد. اعتراف مي كنيم كه نمي دانيم براي چه از شما « تشكر» مي كنيم. شايد چون مي خواهيم بگوييم حرفتان را گرفته ايم و در اين باره كاري از دستمان ساخته نيست! 

 

آقاي مديري! ما كمي هم متأسفيم. بابت اينكه هميشه هر كار شما باعث مي شود به عده اي بر بخورد. البته در كشور مـا براي همه همينطور است، ولي مـا الان داريم براي شما نامه مي نويسيم و اظهار تاسف مي كنيم.و اميدواريم بالاخره يك روز همه چيز درست شود.

 

آقاي مديري! نمي دانيم چرا هر قدر سعي كرديم نامه مان كمي طنز هم داشته باشد، نشد. ولي شما يادتان باشد كه ما طنز هم مي نويسيم!

 

راستي تا يادمان نرفته، اين را هم بگوييم كه عذرخواهي ابتداي نامه مان سر جايش است. ما به شما حسودي مي كنيم.. با احترام به شما حسودي مي كنيم..

 

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

داخل پرانتز:

*در تمامي موارد منظور ما از كلمه حسودي، يك حسوديِ خوب بود. فكر

كنيم يك جورهايي يعني همان تحسين كردن و غبطه خوردن.. احتمالاً!

حيف كه تمام حرفها را نمي توان در يك نامه خيلي كوچولو زد.

 

+ نامه شماره..  بیست و سوم فروردین 1387   فرستنده: نون اوّل نامه  |