تبليغاتX
نون اوّل نامه..

نون اوّل نامه..

جهت ثبت سفارش..

 

1- هوُوووووووووووووو جانب در برابر اتمام پروژه اخیر ترجمه می باشد که کمی کمتر از یک نصفه عبارت بالا، واکنش اینجانب در برابر اتمام پروژه اخیر ترجمه می باشد که کمی کمتر از یک نصفه روز از اتمامش می گذرد و ما بشدت احساس خلأ می کنیم چون نمی دانیم جای خالی بعضی اصطلاحات یونانی و صعب الترجمه آن پروژه را چکار کنیم(کل پروژه یکطرف، این سه، چهار روز پیدا کردن مفهوم اصطلاحات یونانی متن هم یکطرف).. ضمناً باید از ویکی پدیا جان هم تشکر کنیم. حاصل تلاش ما، احتمالاً قبل از هر چیز، آخر ماه در قبض تلفن نمود پیدا می کند..

2- آخی، یادش بخیر دو هفته پیش.. یادش بخیر یکی از همان روزهای گل من گلی بود که با سین جان ها قرار گذاشتیم.. یادش بخیر که ما فکر می کردیم واقعاً "قرار گذاشته ایم".. یادش بخیر که هفته پیش، یکی از سین جان ها قرار را کنسل کرد.. یادش بخیر که چقدر قیافه ما در آن لحظه دیدنی بود.. یادش بخیر که ما یادمان نبود سین جان کلاً به این کار عادت دارد.. حیف که میراث فرهنگی هایم* دستش است، والاّ اینقدر از دست سین جان دلخوریم، که بعید نبود اسمش را هم از شناسنامه ام حذف می کردم..در از دست سین جان دلخوریم، وگرنه که بعید نبود اسمشوگرنه * * رجوع شود به سه تا پست قبلتر، مورد 6

3- یک نفر به این سوال ما پاسخ دهد و ما را از نگرانی برهاند: چرا تلویزیون موقع پخش بعضی سریال ها، اینقدر خانم ها را کمرنگ می کند، امّا در مورد سریال یوسف پیامبر(ع) با آن حجم گریم، هیچ اتفاقی نمی افتد.. به نظر ما که این سریال قابلیت این را دارد که کلاً سیاه و سفید شود! (حالا چرا اکثراً برای سریالهای ایرانی این اتفاق می افتد، نمی دانیم.. واسه چی مصریها این همه وقتشان را صرف گریم خودشان می کردند، این را هم نمی دانیم.. چقدر ما نادانیم!)

4- "یه عصر رویایی می خوام"..ر ما که این سریال قابلیت این را دارد که کلاً سیاه و سفید شود! ((همینجوری، جهت ثبت سفارش!)

5- کسی می داند خاتون خاله، توده کشت(که یادم نبود رفته ریکاوری)، و آنه، هیچ معلومه کجان؟ 

 

+ نوشته شده در  بیست و سوم دی 1387ساعت   توسط نون اوّل نامه  |