تبليغاتX
نون اوّل نامه..

نون اوّل نامه..

طومار بی نشان

 

یک شب آتش در نیستانی فتاد های بلیطی و پولی(مخصوصاً پولی) که اوّل خط و هر ایستگاه بین سوخت چون اشکی که بر جانی فتاد

شعله تا سرگرم کار خویش شد های بلیطی و پولی(مخصوصاً پولی) که اوّل خط و هر ایستگاه بین هر نی ای شمع مزار خویش شد

نی به آتش گفت کاین آشوب چیست؟ طی و پولی(مخصوصاً پولی) که اوّل خط و هر ایستگاه بین مر تو را زین سوختن مغضوب چیست؟ 

گفت آتش بی سبب نیفروختم های بلیطی و پولی(مخصوصاً پولی) که اوّل خط و هر ایستگاه بین دعوی بی معنی تو سوختم  

زانکه می گفتی نی ام با صد رموز ی بلیطی و پولی(مخصوصاً پولی) که اوّل خط و هر ایستگاه بین همچنان در بند خود بودی که بود

مرد را درد اگر باشد خوش است های بلیطی و پولی(مخصوصاً پولی) که اوّل خط و هر ایستگاه بین درد بی دردی علاجش آتش است

 

دلم برای خدا تنگ شده..


۱- ما شدیم مثل این اتوبوس های بلیطی و پولی(مخصوصاً پولی) که اوّل خط و هر ایستگاه بین راه یک ساعتی معطل می کنند تا کل مسافران منطقه را سوار کند.. ما هم اینقدر دیر به دیر اپ می کنیم که همه دوستان و آشنایان و اقوام و همکاران و طلبکاران و بدهکاران و نوه ها و نتیجه ها، پست را بخوانند، بعد.. حالا فعلاً می ریم ایستگاه بعد..

2- به نظر شما اینترنت اکسپلورری که نمی تواند یک "google pages" ساده باز کند را باید گذاشت سر کوچه یا ته کوچه؟!

3- نمردیم و کاریکاتور هم کشیدیم.. فقط جای مردمان عصر حجر خالی که ببینند با چه شیوه پساپس مدرنی طرح را چپاندیم توی کامپیوتر.. حالا هی ما می گوییم اسکنر لازم می باشد، هی شما بگویید لازم نمی باشد..

4-  این آقای معتضد تاریخدان، فکر می کنید اگر سی سال بعد هم بخواهد تاریخ را روایت کند، چه می گوید؟ احتمالاً اشاره ای هم به ما می نماید: سال هزار و سیصد و هشتاد و هفت، یه نون اوّل نامه بود که غر می زد.. خیلی هم غر می زد.. کلاً همه رو کشته بود.. الان هم پیر و فرتوت شده.. اینقدر غر زد تا بالاخره اطرافیانش شاکی شدن و گرفتن از خونه بیرونش کردن و مردم شهر هم که حوصله نداشتن هیچکدوم، از شهر و دیارش تبعیدش کردن به یه جای بد آب و هوا.. آدم خوبی بود، حیف که غر می زد.. اگه غر نمی زد، الان احتمالاً یک مقام مهم شده بود و می شد مثلاً تصمیم بگیره درست قبل از شروع پرستاران با مردم صحبت کنه.. 

5- هرکس موافق است، پای طومار زیر را امضاء کند.. تعداد امضاء کنندگان متعاقباً اعلام می شود:  

"وقتی چیزی به فکرت نمی رسه، واقعاً مجبوری حتماً بنویسی؟"

 

صحت امضاء فوق را تایید می نمایم۝

】در این قسمت چیزی ننویسید!

 

+ نوشته شده در  بیست و نهم بهمن 1387ساعت   توسط نون اوّل نامه  |